دلم واسه گفتن دوست دارم هات تنگ شده
هيچ موقع يادم نمي ره دفعه هاي اولي
كه مي خواستي بهم بفهموني دوستم داري
دوستام مي گفتن آخ جون باز يه كيس جديد ......
باز دستش ميندازيم كلي مي خنديم
ولي با اين كه اصلا ازت خوشم نمي يومد
ولي دلمم نمي يومد تو رو هم مثل بقيه سر كار بزارم .
بيام الافت كنم بعد با دوستام بهت بخنديم.
از همون اول بهت گفتم سعي كن اول منو فراموش
كني بعد در مورد عشقم فكر كني
ولي نمي دونم چي باعث مي شد هي قيافت برام مظلوم تر شه و........كم كم
بعد اون همه كس هاي كه اومدن گفتن ... بي تو هرگز ...تو تموم زندگي مني
ولي من از هيچ كدوم از اين حرفا يا آدما خوشم نمي يومد
يكي گفت از زندگي ات مي رم كنار
يكي ديگه گفت از اين شهر مي رم رفت قبل از رفتنش نفرينم كرد
گفت من مي رم تا ديكه نبينمت
ولي از خدا مي خوام بلايي كه سرم آوردي يه روزي يه كسي سرت بياره
بهش گفتم برو به جهنم چه زوريه اصلا ازت خوشم نمي ياد
به يكي شون گفتم مي خوام درس بخونم
شايد چون دوست نداشتم اونم نفرينم كنه
گفت صبر مي كنم درست تموم شه بهش گفتم اه چه قدر تو سيريشي
حالم بد شد
نمي دونم چرا اين همه پيشنهاد
واسه يه دختري که قيافه اش معمولي معمولي بود
اتفاق مي افتاد
(شايد واسه اين بود که يه روزي تو به من ضربه بزني)

...............................
چي كار مي تونستم بكنم من از هيچ كدومشون خوشم نمي يومد
هر بار كه نمازم تموم مي شد
به خدا مي گفتم خدا جونم من از آينده مي ترسم
دوست ندارم عشق كسي باشم كه اون فردا عشق من بشه
از خدا خواستم كمكم كنه ديگه كسي رو سر راهم نزاره
ولي خدا تو رو سر رهم گذاشت
وقتي تو مي ديدم كه با چه قيافه ي اسكولي مي خواستي
بهم بفهموني دوسم داري خنده ام مي گرفت
تا اين كه نا خواسته ازت خوشم اومد
من كه توي عمرم حتي يه بار
به يه پسر زنگ نزده بودم
ولي شنيدن صدات يا اصلا ديدن مخابرات عجيب وسوسم مي كرد
به مامانم گفتم از يه پسري خوشم اومده
كه نمي دونم كيه يا اصلا كجايي هست مامانم فكر كرد
مثل هميشه دارم شوخي مي كنم اصلا تحويلم نگرفت
ولي نمي دونست اين اقا پسر ..............
خلاصه ي مطلب اين كه منم دوست داشتم
..................................
حالا دارم ميفهمم چه نفرين بدي بود يا شايد حق داشتن سيريش عشق بشند
ولي من هنوز عشق رو با تو شروع نكرده بودم
شكست خوردم چون من دير عاشق تو شده بودم
و تو ديگه منو نمي خواستي از دست لوس بازي هام خسته شده بودي
با اين كه مي دونستم امكان نداره به تو برسم .
خواهرم مي گفت فراموشش كن
به خدا اون لات بي سروپا لياقت تو رو نداره
به دو.ستام مي گفتم ازش خوشم اومده
فكر مي كردن دستشون انداختم باورشون نمي شد
مي گفتن شوخي از اين تابلو تر
ولي نمي دونستن روز به روز عشقت داره واسم قشنگ تر مي شه
خواستم بدوني كه مي خوامت حتي اگه كسي باور نكنه
****************************************************************
سرگذشت يه عشق دروغين
سلام خوبي خانومي
دلم واست تنگ شده
برام خبر آوردن که خانومي من من و خيلي دوست داره
چقدر امروز خوشکل شده بودي
يه عشق يه ديونه
اين اسم منه يادت بمونه
يادم مي مونه
قول مي دم
آخه خدا جونم چرا بايد اين لحظه رو من ببينم
چرا عشق من بايد يه آدم بي سر وپا باشه
يه حيون يه عوضي يه بي شعور
يه کسي که نمي دونه ادم بودن چيه
با اون همه زرنگي گول آدمي رو خوردمکه اصلا آدم نبود
چه روزاي قشنگي بود دستش مينداختيم دست جمعي بهش مي خنديديم
دوستام مي گفتن بي سر و پا لقمه ي بزرگ تر از دهانش برداشته
مي گفتن بهش بها ندي ارزش نداره
ولي نمي دونم کي چه موقع وارد دلم شدي
از همون اول چون مي دونستم دلم عاشق يه لات بي سرو پا شده
يه ادم تازه به دوران رسيده
مدام بهت مي گفتم سعي کن فراموشم کني
تو رو جون مادرت
دست از سرم بردار
چون دلم نمي زاره دست از سرت بردارم
هيچ کس واسم قشنگ نيست
حتي پيشنهاد قشنگ ترين پسر دانشگاه واسم رنگي نداره
تو همه چيزم رو ازم گرفتي
غرورم رو فکرم رو روحم وهمه ي آرامشم
من که مي دونم رسيدن به تو واسم محال نمي دونم چرا نمي تونم
کسي رو براي ادامه ي زندگي انتخاب کنم
من که مي دونم همه حرفات دروغ بود
پس چرا به خاطر يه فکر پوچ جلوي عزيزاي زندگي ام مي ايستم
همه اش مي گم يکي رو انتخاب کن به خدا راحت مي شي
ولي تو همه ي اونا دنبال يه نشونه از تو مي گردم
اونا هيچي از تو ندارند
تو يکي يه دونه ي زشت مني
تو ازرائيل روح مني
نمي دونم تا کي مي خواد طول بکشه
هر وقت به سراغت ميام منتظرم تا با يه حرف که خيلي وقته منتظرشم
براي هميشه ترکت کنم
بگي از پيشم برو من ديگه تو رو نمي خوام
خيلي بي شعوري خيلي زياد ذره ذره آتيشم زدي
مي دونم اون قدر شعورت مي رسه که بگي برو گم شو
پس خودم ميرم
واين و بدون اگه به نظر دوستام لاتو بي سر وپا بودي اگه يه آدم الاف بودي
ولي واسه من همه چيز بودي
بهونه اشک هر روزم بودي
انتقام بدي ازم گرفتي
ديگه مثل قبلا دوست ندارم
ولي اون قدر دوست دارم که بدي هات رو فراموش کنم
تا يادم بمونه وازت بگذرم
********************************************************
خدايا خودت کمکم کن

آخي دلم خنک شد
چي شد اين جوري شد
بهتر خوب جلوش در اومدم
فکر مي کرد که کيه
يا اصلا چيه
نمي دونه که اون واسه من يه بازيچه بود
يه عروسک کوکي
تا هر باري که حس اش بود
با زيش بدم بازي خوبي بود
ديونه فکر مي کرد من عاشقشم
خاک تو سر باورش شده بود که من ازش خوشم اومده
بعد اون همه مهربوني بعد زدم تو پرش
حس بدي دارم کاش بازي اش نمي دادم
کاش بازي رو با اون بي جنبه شروع نمي کردم
چه قدر خنده دار بود وقتي گفت
حس مي کنه من ازش خوشم اومده
آخه بعداون همه دختر که خاطر خواش شده بودند
انتظار نداشت که اين جوري شه
نمي دونست که تو زندگي من
کسي جايي نداره
هر کي از راه بياد بايد بره
يه کاريش مي کنم که خودش بره
من از عشق وعاشقي بي زارم از دنياي رومانتيک گونه بيزارم
اگه دارم حرفي مي زنم همه اش شوخي
مسخره بازي
برو گم شو ساد لوح عوضي
هر کي مي خواي باش
باي
نفرين بر لحظه هاي که تو را با من آشنا کرد

