تبليغاتX
لبخند بهانه ای برای زنده ماندن

لبخند بهانه ای برای زنده ماندن

لحظه هایت سرشار از این بهانه ها

 
به نام سر دفتر دل هاي شکسته




سر دفتر دل من پر از اشک و غصه بود

که تا عمر دارم از یاد نخواهم برد

از ياد نخواهم برد
ياد دل تنگي هاي دل بخير
ياد او که بسيار دوستش مي داشتم بخير
يک سال از زماني که دلم رنجورشد چشمانم عاشق
لبانم پر رو تر از هميشه واژه ي نا آشناي دوستت دارم را تکرار مي کرد
گذشت
يادش بخير بار اولي که گفتم دوستت مي دارم
انگار تن بي جانم را به قصابي سپرده بودم تا که با ساتور شکستن غرور
تکه تکه ام کند
کاش هيچ وقت قدرت تکلم نداشتم
کاش گنگ انساني بودم  که توان دادن سلام عاشقانه ات را نداشتم
نابينايي بودم که هيچ گاه چشمان سياهم به سياهي چشمانت گره نمي خورد
و کودن مانندي که هيچ گاه معناي عشق را نمي فهمد
هر دفتريروزي پاياني دارد
و اکنون پايان توان دل شکسته ام است
خداحافظ لحظه هاي قشنگ عاشقي
خداحافظ زيباي نگاه
و بدرود ياد او
ياد عزيز دلم  ياد عشقم
ياد او که هم اکنون  نامش را تکرار مي کنم و مي گريم

خداحافظ تکرار نام عشق
نمي دانم خبر از دلم داشت
خبر از اين که چقدر دلم براي ديدنش پر مي کشيد
براي شنيدن صدايش خودم را عاجز و ناتوان مي ديد
هزاران بار توبه کردم که گناه دوست داشتنش ارزش اتش جهنم ندارد
ولي هزاران بار در آتش يادش دل عاشقم آتش مي گرفت
لحظه هاي شيرين و تلخ حضورش را نمي دانم با کدام جوهر قصاص
بر ذهن رنجورم هک کرده اند  که پاک شدني نيست
خدايا تو ياريم کن
توانم ده
تا برخيزم و باز نگردم به پشت سر نگاه کنم

پايان دوست  داشتن
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هشتم شهریور 1386ساعت 10:40  توسط نازنین دختر  |