-
-
كاش مي شد هر موقع از زندگي خسته شدي
-
هر موقع ديدي ديدي ديگه نمي توني
-
اون موقع ، هايي كه از هميشه تنهاتري مي تونستي بگي خدا خسته شدم
-
ديگه دنيا رو نمي خوام نميخوام باشم
مي خوام نيست بشم مي خوام فراموش بشم گم بشم مي خوام اصلا نباشم
خدا جونم خداي مهربونم اگه بگم دوست دارم بميرم
اون وقت مي شم اون بنده ي نا اميد ولي تو كه مي دوني من نا اميد نيستم
من فقط مي خوام نباشم
از تنهايي مي ترسم ولي نمي دونم چرا؟ احساس مي كنم تنهايي گور آرومم مي كنه
خاك سردشو دوست دارم
وقتي كسي جون مي ميره
دلم واسه خانواده اش مي سوزه ولي بهش حسودي ام مي شه
با خودم ميگم خوش به حالش خدا
چه همه دوست اش داشت كه مرگ رو توي جواني بهش هديه داد
شايد سعادت ندارم نمي دونم
خدا جونم گاهي وقتها اونقدر دلم ميگيره
بعد يه نگاهي به دور و برم مي كنم احساس مي كنم از من دوري
اون موقع ديگه مرگم جواب اين دل
شكسته ام نيست نمي دونم بايد چي كار كنم
كجا سراغت رو بگيرم كدوم بنده ات دلش پاك تر برم التماس اش كنم
به خدا بگو يه سري هم به دل من بزنه يه سراغي هم از من بگيره
بهش بگو مي دونم گناهكارم مي دونم دوستم نداري مي دونم ..............
يه روز رفتم سراغ يكي از همون خوبها وقتي داشتم زيارتش مي كردم
بهش گفتم دلم پر چرك خجالت مي كشم درد مو به شما بگم چه برسه به خدا خجالت كشيدم برگشتم
تو ميونه ي راه دوباره احساس كردم رد پات پشت سرم
كاش هميشه مواظبم باشي
كاش حتي يه كوچولو من رو به خاطر بد بودنم رها نكني
امشبم دلم گرفته بود چشام باروني بود قلبم پر غصه بود حالا ديگه دارم كم كم آروم مي شم
خدا قول بده تنهام نمي زاري



