تبليغاتX
لبخند بهانه ای برای زنده ماندن

لبخند بهانه ای برای زنده ماندن

لحظه هایت سرشار از این بهانه ها

نمی دونستی می میرم بی تو بدون چشات

 رفتی از برم تو نمی دونستی دلم بسته به ساز صدات

 آرزوم که نمی دونستی من میمرم برات می میرم برات

 عاشقم هنوز

 نمی خواستی که بمونی یا بسوزی به ساز دلم

 گفتی من می رم

 تو می خواستی بری تا فردا باور خوشکلم

برو راهی نیست تا فردا باور خوشکلم

 سفرت به خیر

 اگه می روی از این جا تک وتنها تا یه شهر دور

برو که رفتن بدون ما می رسه به یه دنیا نور

 برو گرچه شکستی ز من می تونی دوباره بساز

از دلی شکسته و نا امید بازم برو

 نمی خوام بیام نمی خوام میون تاریکی من حروم بشی

 نمی خوام ازت نمی خوام مثل یه شمع بسوزی برام تو تموم

بشی برو تا بزرگی می خوام که فقط آرزوم باشی

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و یکم آذر 1385ساعت 8:57  توسط نازنین دختر  |